وقتی که به جز عشق هیچ چیز برایمان باقی نمانده باشد برای نخستین بار آگاه می شویم که فقط عشق کافی است.

200 کارتون معروف 200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
کارتون زیبای ناروتو
360 قسمت زیرنویس فارسی
طولانی ترین و زیباترین کارتون جهان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
معجزه ی عشق من...!

یه قلب بی وفا دل من نمی تونه باشه! دل از تو جدا دل من نمی تونه باشه!همه مردم شهر میدونن واسم خدایی... دل من به خدا بی خدا نمی تونه باشه...! 

فک میکنم داره بهار میشه... بازم بهار... باورت میشه جوجه؟ چقد زود میگذره کنار هم بودن؟ انقدر غرق در لذتم میکنی که ثانیه ها تو دستام آب میشن... آب میشن...!

جوجه میخوام به دستات ایمان بیارم!... میخوام به معجزه ها ایمان بیارم... 

پشت شیشه چه برفی می باره جوجم...میبینی؟... انققققد دلم واسه اون ببعیه تنگ شدههههههههههههه!... خودش بهم قول داد که با اولین باران بهاری بیاد پیشم!... منم بی صبرانه منتظرشم!...  

 

کوه پشت پنجره ی اتاقم سبز شده... وقتیکه بچه بودیم میگفتن خدا تو آسموناست... اون دور دورا... ولی  من هرروز خدا رو ملاقات میکنم! اون پشت همین کوهه! به همین نزدیکی! گاهی اوقات برام دست تکون میده! منم براش بوس می فرستم! آخه خیلی دوسش دارم!...  گاهی اوقات شبا که میخوام بخوابم میاد پیشم با هم دست بغلی میکنیم و میخوابیم! خدا خیلی مهربونه جوجه!...مث تو که خیلی خوبی جوجه! مثل تو که همش منو ستایش میکنی جوجه... نازم میکنی... آخه یه وقتا زود میشکنم... ! ولی تو همیشه بهم میگی قوی باش پشمکم!... و منم سعی میکنم مث همین کوهه بزرگ بشم و قوی بشم!...

عشقت میذاره که من قد بکشم... میخوام هم قد خدا شم جوجه!...راستی خدا چقدیه جوجه؟! تو میدونی؟ ایکاش من تو بغلش جا شم!...همونجوری که تو بغل تو جا میشم...

گوش بده... گوش بده جوجه... وای این کیه داره آواز میخونه؟!  چقد جذبه داره صداش!  چقد آشناس! چقد با وقاره... صداش همیشه تو گوشمه... یادمه وقتی به دنیا اومدم یه آقاهه ای اومد توی گوشم یه چیزی خوند! فک کنم اون صدای همون آقاهه ست جوجه! تازه یادم اومد ! میدونی اون تو گوشم چی خوند؟ اسم تو رو...! اسمت واسم مث یه آهنگ بود! یادمه چقد ذوق کردم بعدش! یادمه چقد گرم شدم وقتی اسمت با گوشت و خونم آمیخته میشد!

وای میخوام بخوابم...

مثل کبریت زدن در باد دیدنت دشوار است...

                                    من که به معجزه ی عشق ایمان دارم...

می کشم آخرین دانه ی کبریتم در باد...

هرچه باداباد...!

ب.ن: دوست جونام به اون یکی وبلاگ من و عطیه  یه سری بزنید . در خدمته ! (:

میخوام حرف بزنم باز...!  

نمیدونم با کی؟ در مورد چی؟ ولی میخوام حرف بزنم... فقط حرف بزنم...! شاید به قول اون: زنا فقط دو تا گوش میخوان! همین...! این حرف خیلی دردناکه... میدونستی؟!... نه دیگه نمیدونستی!  

آدم روحش هرز میشه وقتی این حرفو میشنوه! ... 

اصلا دلم نمیخواد یه زندگی عادی داشته باشم! اصلا دلم نمیخواد هیچوقت هیچوقت واسه همدیگه عادی و تکراری بشیم! دلم میخواد هرروز یه چشمه ی جدید از زندگی رو کشف کنیم...  

ولی اون شب من عادی شده بودم!!... عادیه عادی... تکراری ...! همون شبو میگم... تو ماشین...! تو حتی صدامو نمیشنیدی! چه برسه.....! 

شاید هیچی متوجه نشده باشیا! ولی من له شدم!... 

میگم اگه فکر میکنی .... شدی برمااااا...!!!!  

وای چقد دردم میاد!... 

دو شب پیش یه خواب عجیب دیدم! خیلی عجیب و البته بیشتر باور نکردنی! برای خودت تعریف کردم... میخندی میگی : هنوز دستم رو نشده!!! 

قلبم تیر میکشه ...! شاید اونم تعجب کرده!... 

یه فکر جدید دارم برای این احتمالات لعنتی! شاید بشه باز روحم آروم شه یه روز... 

این شک و تردید منو از بین ببر... این شب هرزه رو از بین ببر...  

بذا باز بشم همون دخمل کوچمولوی بابایی!... بذا باز ناز کنم واسه بابایی... بذا تو بخل بابایی جا شم... نذا قد بکشم که از آغوش تو بزرگتر بشم! مگه همیشه خودت نمیگی: قد آغوش منی... نه زیادی نه کمی... 

آره منو با خودت ببر............  

یه سوال: چقد براتون مهمه که طرف مقابلتون پولدار باشه؟!.... ( این کاملا بی ربطه به این متن! فقط میخوام نظر خواهی کنم! )

این احتمالات لعنتی...!

 چقد بده گاهی اوقات احساس کنی اونقققد تنها موندی که دلت میخواد بمیری! اونقد نادیده گرفته شدی که دلت واسه یه ذره توجه یه ذره نازکردن لک زده! دلت میخواد فریاد بزنی خداااااااااااااا... کجایی پس؟ بیا دستامو بگیر بیا روحمو نوازش کن خدای بزرگ من...

از همه جا گم شدم! همه جا! انققققد شک و تردید به من تزریق کردن که دارم منفجر میشم! انقد درگیر احتمالات شدم که حقیقت رو به کلی از یاد بردم! حقیقتی که تو توش هستی . حقیقتی که تو باشی همون که من میپرستمش... نمیذارن با تو خوب باشم! بخدا نمیذارن! این شبهه ها... این تردیدها... این نیرنگ ها...دلم میخواد چشامو ببندم و وقتی باز کردم ببینم تو بغلت آروم آروم خوابیدم و تو داری تو چشام نگاه میکنی و میگی چقد دلم برات تنگ شده بود...و من باز چشامو میبندم تا حرفت یواش یواش در روحم حل بشه!... نمیخوام بخونم: 

 منه سرگردونه ساده تو رو صادق میدونستم این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم...! میخوام بگم: 

 طلوع کن طلوع کن در این ستاره مردگی که از تو تازه میشود این خلوت سرخوردگی... 

دلم میخواد برام شعر بخونی باز پشت تلفن! دلم میخواد تو خیابون بلند جیغ بزنی که چقد دوستم داری! دلم میخواد بهم بگی مرجان اینا همه دارن دروغ میگن بهت! این منم که حقیقت و بهت میگم... اونوقته که من بال در میارم و در روح تو پرواز میکنم...

بذار... بذار من در تو پرواز کنم... 

آفتابی شو من خیلی خاکستری ام...

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>